۱۳۸۷/۰۵/۱۶


برچسب‌ها:

بوسه يعني...



بوسه يعني مستي از مشروب عشق بوسه يعني آتش و گرماي تب بوسه
يعني لذت از دلدادگي لذت از شب، لذت از ديوانگي بوسه يعني حس طعم
خوب عشق طعم شيريني به رنگ سادگي بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه ايي با دلبري تنها شدن بوسه سر فصل كتاب عاشقي بوسه رمز
وارد دلها شدن

برچسب‌ها:

وقتی که تنهای تنها می شوی



وقتی که تنهای تنها می شوی ،
وقتی که دوستانت ، آنها که نیازمند یاریشان هستی
درست در حساس ترین
رهایت مي كنند وقتی که در دست همانان که پشتوانه و
نقطه
پشتگرمی محسوبشان می کردی ، خنجری می بینی ؛
وقتی زیر سنگی که به استواری اش سوگند می
خوردی و تکیه گاهش مي شمردی ،
ماری خفته می بینی که در تکان حادثه از خواب جهیده
است ؛
وقتی که امواج امتحان ، خاشاک دوستی های سطحی
را می رباید و لجن متعفن
خودخواهی و منفعت طلبی را عریان می سازد
وقتی که هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند و هیچ دستی
خالصانه به دوستی
گشاده نمی گردد یک ملجا و امید و پناهگاه می ماند
که هیچ حادثه ای نمی تواند او را از تو بگیرد
او حتی در مقابل بدی های تو خوبی می آورد و روی
زشتی های تو
پرده ی اغماض می افکند اگر بدانی که محبت و اشتیاق
او به تو چقدر است
بند بند تنت از هم می گسلد حتماً دانسته ای او کیست
پس چرا در انتها به او برسی ، از او آغاز کن

برچسب‌ها:

کاش ميشد

کاش ميشد هيچ کس تنها نبود . کاش ميشد ديدنت رويا نبود . گفته
بودي با تو مي مانم ولي... رفتي و گفتي که اينجا جا نبود . ساليان
سال تنها مانده ام شايد اين رفتن سزاي من نبود . من دعا کردم براي
بازگشت دست هاي تو ولي بالا نبود .باز هم گفتي که فردا
ميرسي .کاش روز ديدنت فردا نبود ...

برچسب‌ها:

بیا باور کنیم...



بیا باور کنیم بودن را
ماندن
و زندگی را
بیا حتی برای یکبار
از ورای همان دنیای کودکی
با همان چشمان ساده
نگاه بی ریا
بنگریم جادوی رشد و بلوغ خود
و واژه ها را
و از تمام واژگان زیبا
حقیقتی زیباتر خلق کنیم
و از تمام بهانه رفتن
منطق ماندن را
بیا بشنویم فریاد سکوت
معرفت عشق را
بیا با همین الفبای ساده
با دو دست و یک قلم
چه در سطر، چه در حاشیه
بنویسیم واژه زیستن را...

کاش می دانستم



کاش می دانستم
فردا شعرهای آواره مرا چه کسی خواهد خواند؟!
همان ته مانده های احساسم
حکایت قلبم که به صلیب کشیده شد
در شاهراه های بیقراری
کاش می دانستم
تو را چه خواهد شد
آن زمان که شعرهایم را می خوانی؟
خنده ، ترحم، نفرت ؟؟؟
شعرهایی که واژه هایش را با روحم
تکواژهایش را با احساسم
واج هایش را با الفبای تنهاییم
و بی وزنیش را
با آهنگ آشنای غم
معنا بخشیدم
کاش می دانستم
روزی خواهی آمد
روزی که شوق دفن شده ام
از گور واژگان برخیزد
و حس سالهای مرگ را فریاد زند
حس سالهای بی تویی را...
که نمی دانم زمانه یا زمین
کدامیک تو را از من ربود؟؟؟
کاش می دانستم
فردا شعرهای آواره مرا چه کسی خواهد خواند؟!

برچسب‌ها:

از چه می نالیم !؟


کسانی که سطحی می اندیشند و عقلشان به چشمشان است فقط از اینکه آرایش عوض شده و لباس عوض شده دادشان بلند است، نه! این تغییر آرایش و تغییر لباس ،نمونه تغییر انسانی است که مصرفش را عوض کرده ، زندگیش را عوض کرده! به جای اینکه از تغیییر لباس و تغییر آرایش بنالیم باید از عواملی که انسان ما را از شکلی که هست ،دارد به شکلی دیگر در می آید، بنالیم. اینها یکی از زخمهایی است که این بیماری بر روی پوست و قشر بیرونی زده ، و آن عبارت است از تغییر اساسی و جبری و قطعی و اجتناب ناپذیرفرهنگ و مذهب و احساس و ذوق و سلیقه و شکل زندگی فردی، اجتماعی و شکل جامعه اقتصادی و معنویات و ادبیات و زبان و همه چیز.
" دکتر شریعتی "

برچسب‌ها:

شعر و احساس


شعر من احساس من است
امروز دگر
اما شعری بر لبم جاری نیست
در پیچ و خم
فاصله ها تا اعتماد
تا اوج گرفتن یک معنا
تا پیوند میان قلبها
در میان
نیمه های واژگان گمشده در شعر و عشق
احساس من بی محتواست
سایه ای هراسان از هر واژه
و هر معناست
تا شکست یک سکوت
یک غرور
در میان این همه بیدادها
در میان این همه حول و ولا
تا زندگی
احساس من مرده ست
در میان این همه هاله تار و روشن
شعر من بی جان است
شعر من در نیستی یک احساس مرده ست...
.......
امروز دگر
اما شعری بر لبم جاری نیست...

برچسب‌ها:

بیکرانه زندگی

در بیکرانه ی زندگی ۲ چیز است که افسونم می کند:
آبی آسمان که میبینم و می دانم که نیست
و خدایی که نمیبینم و میدانم که هست.

مرحوم علی شریعتی

برچسب‌ها:

یاس yas

بیوگرافی یاس از زبان خودش:
متولد سال 1982 میلادی _مصادف با 1360 شمسی _ بیست و شش ساله
محل تولد : تهران
یاسر از سن شانزده سالگی به موسیقی رپ علاقه داشت و از آن زمان به بعد به آن گوش میداد.
هنگامی که پدرش برای کارهای تجاری به آلمان سفر می کرد برای او سیدی های خوانندگان سبک هیپ هاپ و به خصوص
توپاک را می آورد.
بعد از مرگ ناگهانی پدرش تمام مسئولیت خانواده بردوش او افتاد و توانست به سختی بدهی های پدرش را بپردازد.
او در هجده سالگی فکر رفتن به دانشگاه را از سرش بیرون کرد وبرای حمایت از خانواده اش _ مادر،برادرکوچکش و خواهرانش _ مشغول کار شد.
در این هنگام بود که شروع به نوشتن شعر کرد که خیلی زود تبدیل به متن آهنگ هایش شد.
این کار باعث می شد تا او به یاد پدرش بماند.
زلزله ی بم تاثیر عمیقی بر روی یاس گذاشت و باعث شد تا او اولین آهنگش را به نام بم بنویسد که ابتدای خواندن حرفه ای او بود.
او متوجه شد که توانایی گفتن تمام واقعیت ها را به زبان رپ دارد.
او تصمیم داشت تا برای کارهایش مجوز بگیرد ولی برای این کار با مشکلات زیادی مواجه شد و بارها مورد تمسخر قرار گرفت، ولی در نهایت موفق شد و توانست برای شش آهنگ از ده آهنگش مجوز بگیرد.
کارهای او مهمولا با بیان مشکلات اجتماعی جامعه شروع می شود و با امید پایان می یابد.او در آهنگ هایش ناسزا نمی گوید
و از بیان مسائل س-ک-س-ی وخشن اجتناب می کند.
کارهای یاس امروزه به قدری موفق شده که به نوعی به استاندارد جدیدی در رپ فارسی تبدیل شده و طوری که افرادی
مثل من تصمیم به نوشتن وبلاگی در مورد یاس گرفته اند و در ایران او را با نام توپاک ایران میشناسند

شادمهر عقیلی shadmeher aghili



شادمهر عقیلی متولد 1351/7/11 ملقب به سلطان پاپ
بچه خیابان هاشمی تهران " اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده " پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر
تکذیب شده " در شرایط سخت مالی بزرگ شد " گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت " فوق لیسانس از هنرستان موسیقی " تا 24 سالگی به
خواننده شدن فکر نمیکرد " بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی " اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت " برای تماشای کلیپ های
خارجی بیتابی میکرد " رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج
خواند " متنفر از تجملات " ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو " عشا ق بازی بهروز وثوقی " به افراد مختلف القاب مختلف
میداد " هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود " رفاقت با جوانان سالم را دوست
دارد " با قرض ارگ خرید " کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش " با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید " از هیچ غذایی بدش نمی آید " مردم
برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و
تمام میشد " خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش " همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر " عاشق اتومبیل بی ام و
بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است " الگوی گیتار : اردشیر فرح " شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش
دست به جیب برای دوستان طراز اول " کم حرف " در تهران پاتوق هیشگی نداشته " اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر " شایعه عمل زیبایی بینیش
رو تکذیب میکنه " هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود " نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است
" زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند " روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران " هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ
خواننده ای هم صدایی کند " اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 " ما درش را میپرستد " یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد
چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد " عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست " بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون
تومان گرفت " نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه" درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند
ماهی یک بار به شمال میرفت " آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد......... ... " خواننده محبوب : ریکی مارتین " اهل
شب نشینی و روزنامه خواندن نیست " استاد کوک کردن سنتور " بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد " عاشق ماشین عوض
کردن " به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد " نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته " آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این
آلبوم در ایران هنوز توقیف هست " علاقه مند موسیقی ترکی " با چند خانواده در تورنتو دوست است " گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا " آموزش خصوصی
گیتار و ویلن در تورنتو " محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور " فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 ملیون هوا دار داشته " طرح
کلیپهایش را خودش میدهد " خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت " یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و
مستاجر هست ، البته فعلا " وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و
اینها همه طرفدارانش هستند " قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند " و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند
" قبل از عید سال 83 دست راستش شکست " در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی "چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند و آشتی میکنند " هیچ گونه هد ف و یا قصد باز گشت ندارد

برچسب‌ها:


از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟
وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟
چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش زدوريت چه كنم ؟
گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

۱۳۸۷/۰۵/۱۴

اینم عکس بهترین مربی وبازیکن فوتبال ایران درسال87

برچسب‌ها:

۱۳۸۷/۰۵/۱۳

محمدرضا گلزار mohamadreza golzar





نام اصلي: محمدرضا
نام خانوادگي اصلي: گلزار
سمت (در بخش هاي): بازیگران،
......................................
تاريخ تولد: 1354
محل تولد: تهران
مليت: ایران
......................................
مدرك تحصيلي: لیسانس مکانیک



بيوگرافي
قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم "سام و نرگس" بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای "زمانه"، "بالای شهر، پایین شهر" و "شام آخر" بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد. محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای "بوتیک" و "چشمان سیاه" بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم "13 گربه روی شیروانی" آغاز کرد. شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم "بوتیک" نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...

بخشي از فيلم شناسي:
1385 تله ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1384 آتش بس ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
1383 گل یخ ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1382 کما ( آرش معیریان ) [بازیگر]
1382 زهر عسل ( ابراهیم شیبانی ) [بازیگر]
1381 چشمان سیاه ( ایرج قادری ) [بازیگر]
1381 زمانه ( حمیدرضا صلاحمند ) [بازیگر]
1381 بوتیک ( حمید نعمت الله ) [بازیگر]
1381 سیزده گربه روی شیروانی ( علی عبدالعلی زاده ) [بازیگر]
1380 بالای شهر پایین شهر ( اکبر خامین ) [بازیگر]
1380 شام آخر ( فریدون جیرانی ) [بازیگر]
1379 سام و نرگس ( ایرج قادری ) [بازیگر]
جوايز و انتخابها
>> کاندید لوح زرین انتخاب ویژه سال (بوتیک)
[ دوره 5 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]

برچسب‌ها:

الناز شاکر دوست elnaze shakerdost

نام اصلي: الناز
نام خانوادگي اصلي: شاکردوست
سمت (در بخش هاي): بازیگران،
......................................
مليت: ایران
......................................

با بازی در فیلم "گل یخ" ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم "گل یخ" و "مجردها" نشان از توانایی های او دارد. او می تواند پدیده سال 1384 باشد.

بخشي از فيلم شناسي:
1385 بي وفا ( اصغر نعیمی ) [بازیگر]
1385 خدا نزديك است ( علی وزیریان ) [بازیگر]
1384 چند میگیری گریه کنی؟ ( شاهد احمدلو ) [بازیگر]
1384 قتل آن لاین ( مسعود آب پرور ) [بازیگر]
1384 چه کسی امیر را کشت؟ ( مهدی کرم پور ) [بازیگر]
1383 مجردها ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
1383 گل یخ ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1383 عروس فراری ( بهرام کاظمی ) [بازیگر]
جوايز و انتخابها
>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مجردها)
[ دوره 9 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1384 ]
.................................................................
>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (چه کسی امیر را کشت؟)
[ دوره 10 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1385


برچسب‌ها:

ای کاش....



اي کاش براي آخرين بار دستان تو را در دستم لمس مي کردم اي کاش يک بار ديگر در چشمان همچون دريايت نگاه مي کردم اي کاش براي آخرين بار حس تو را در مورد خود مي دانستم اي کاش براي اولين بار سر روي شانه هاي پر مهرت مي گذشتم اي کاش در کنارم مي ماندي و مرا تنها نمي گذاشتي و اي کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتي

برچسب‌ها:





Powered by WebGozar

بنر 240 * 120 تکی